مؤلف مجهول

52

ظفرنامه خسروى ( شرح حكمروايى سيد امير نصر الله بهادر سلطان بن حيدر بر بخارا وسمرقند ، 1277 - 1242 ه . ق ) ( فارسى )

فرستاد تا ميان مردم مخالفت با امير بخارا ايجاد كنند . وى توانست توجه حاكمان تاش قورغان و مزار شريف را جذب كند . در پائيز همان سال ، دوست محمد خان لشكرى عبارت از ده‌هزار رزمنده آراست و زير فرماندهى پسرانش محمد اكبر خان و محمد افضل خان ، براى تسخير آن نواحى فرستاد . آنها اين وظيفه را نيز داشتند كه حاكم بلخ - نقيب خواجه - را جلب نمايند . از اين خبر ، امير بخارا ناراحت شد ( برگ 38 « الف » ) و با لشكرى بزرگ روانهء چارولايت شد . سرلشكران افغانستان خبر حركت قاطع لشكر بخارا را شنيده ، از منطقه بيرون شدند و به كابل برگشتند ( برگ 38 « ب » ) . از حكايت نويسندهء ظفرنامهء خسروى برمىآيد كه شاهزادگان افغانى سپارش پدر خود را تا اندازه‌اى بجاى آورده‌اند ، يعنى حسن توجه نقيب خواجه - حاكم بلخ - را جلب كرده‌اند . امير نصر الله چون به بلخ رسيد ، فورى نقيب خواجه را معزول نمود و به جاى وى عبد الجبار بىقارليق را نشاند ، و حاكم معزول را با هردو پسرش به بخارا فرستاد ( برگ 39 « ب » ) . لازم به تذكر است كه در هيچ يكى از منابع موجود سبب‌هاى عزل نقيب خان و زندانى شدن وى ، ذكر نيافته‌اند « 1 » . اما بر اثر بررسى بادقّت اخبار كتاب موردنظر ، مىتوان به اين نتيجه رسيد كه امير بخارا از تحكيم مناسبتهاى حاكم بلخ با امير افغانستان نگران شده بود . ظفرنامهء خسروى راجع به تاريخ كندز اخبارى منحصر به فرد را داراست . قندوز در ابتداى قرن نوزدهم استقلال يافت ، بر سر حكومت آن محمد مراد بيك قطغن قرار داشت . باوجود آنكه اين ولايت ، در تاريخ سياسى آسياى ميانه تأثير مهمى داشته است ، تاريخ آن هنوز مورد بررسى قرار نگرفته است . طبق اخبار ظفرنامهء خسروى ، محمد مراد بيك در مدّت كوتاهى نواحى اطراف قندوز را

--> ( 1 ) . تاريخ اين حادثه را محمد حكيم خان سال 1253 / 1837 دانسته است . - محمد حكيم خان ، همان ، ص 203 .